از انسانها غمی به دل نگیر : زیرا خود نیز غمگینند

 

با انکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خود و

 

به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند پس دوستشان

 

بدار اگر چه دوستت نداشته باشند   ( دکتر علی شریعتی )

در کوچه های عشق دنبال تو می گشتم   حقیقت شب بود ترسیدم و برگشتم

عشق تو تعطیلی نداره به فکر خودت نیستی فکری به حال خستگی ما بکن

 

ما هر روز تا دیر وقت خرابتیم

 

به نام خدایی که هستی را با مرگ دوستی را بی رنگ زندگی را با رنگ عشق را رنگارنگ

 

رنگین کمان را هفت رنگ شاپرک را صد رنگ و من را دلتنگه ( ای ملیحتر از لبخند اخرین

 

انسان ) افرید

 

گفتی تو دلم اول و اخر خودتی

 

از هر چه که دارم بهترینش خودتی

 

خندیدم و زیر لب مکرر گفتم

 

شاهزاده قصه های من خر خودتی

 

به اندازه یه کیلو خاکشیر دوستت دارم

 

اگر شمردی می فهمی چقدر دوستت دارم

 

وقتی که بدانمکه یک لحظه به یادم هستی

 

تمام عمرم را فدای ان یک لحظه می کنم

 

در ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

 

به اینکه من دوستت دارم حتی یه ذره شک نکن

 

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس

 

معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم

 

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش

 

سه چیز همیشه مال توست خدای مهربون فکرای قشنگ

 

قلب کوچک من

 

زندگی بدون عشق همچون باغ بدون افتاب

 

است که گلها در ان مرده اند

 

غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر

 

شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

 

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد

 

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای

 

روح بلند یک فداکاریست

 

اگر مایلید پیام عشق را بشنویم بایستی خود

 

این پیام را ارسال کنیم

 

در تمام عمرم جز تنهاییو تفکر و غم و عشق

 

سر گرمی ای نداشته ام

 

مهم نبود سوختنم دور از تو پرپر زدنم

 

مهم تو بودی عشق من نه قصه شکستنم

 

به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم